شیده ی تنبل وارد می شود :)

1-دیگه بیشتر از این مریضی رو بهونه کردن و ننوشتن جایز نیست!!الان که خوب فکر میکنم می بینم دلمم همچین بگی نگی تنگ شده بود بنویسم!
خب سرماخوردگی که خوب شد شکر خدا، ولی یه مشکل دیگه هنوز همراهمه که با روش  بسی غلط و نادرست سعی کردم خوددرمانی کنم و هنوز جواب نداده!! باشد تا رستگار شوم و حقوق ماه جاری را زیر بغل زده و پیتیکو پیتیکو باهم شاد و خرم به دکتر برویم!
همین مشکل فوق الذکر خودش عامل حیاتی و مهمی در بی حوصلگی این روزها شده! ولی خب بنده خیلی سعی کردم مهارش کنم و حداقل در ظاهر به روی خودم نیارم که بی حوصله ام و گاهاً بی اعصاب!! از این رو گاهاً!! (این گاهاً هم کلمه خوشمزه ایه! دوست دارم هی بگم گاهاً!!!) بله داشتم میگفتم، از این رو گاهاً!! به خودم میگم زنیکه چرا کسی توی زندگیت نیست تا در مواقع بی اعصابی یقه اش را بی هیچ بهانه ای بچسبی و گیر بدی و شک کنی و غُر بزنی به جونش؟؟!! چرا یکی نیست که همچین مواقع دو دستی یقه ی اعصاب و نِروِش رو بچسبی تا آروم بشی؟!! زین رو نه بخاطر نزدیک شدن ولنتاین!! بلکه بخاطر غرغر الکی و گیر دادن الکی تر جویای مخاطب خاص می باشیم!! نیشخند

2-گفته بودم چندین ماه پیش یکی از دوستان دوران اول دبیرستانم (اونموقع که سال آخر بود اهواز زندگی میکردیم) بهم زنگ زد و حالم رو پرسید؟ حالا بماند چطور شمارمو پیدا کرده بود!! گفته بودم 7-8 تا از بچه های همون دوران رو کلا پیدا کرده بود و دور هم توی واتس آپ جمع کرده بود؟؟!! گفته بودم همشون ازدواج کردن و بچه دارن بجز من و یکی دیگه؟!! گفه بودم همشون میگن خوشا بحالتون مجردین و غبطه ی مارو میخورند؟!! نگفته بودم؟؟!! خب الان گفتم!
خلاصه ماهها گذشت و گذشت و گذشت و ما دور هم خوش و خرم چرت و پرت ها می گفتیم و می خندیدیم و شاد بودیم! مخصوصا عضو های فعال و شِر و وِر گوی گروه من و دوتا دیگه از بچه ها بودیم که بقیه کلا به امید ما میومدن تو گروه که صرفاً بخندن و شاد بشن از دری وری گفتن ها!! گذشت و گذشت و گذشت همه کم کم از زندگی هاشون گفتن، یکی درد و دل میکرد! یکی غر خانواده شوهر رو میزد! یکی غر بی پولیه شوهر!! یکی از پولداریه شوهرش میگفت و اینکه خرج خانواده ی شوهر هم به دوش شوهرش هست!! گذشت و گذشت و گذشت تا یکی از بچه ها گفت کیا پایه ان من یه ختم قرآن بذارم توی گروه هر شب تقسیم بندی کنم نفری 20 آیه بخونیم و قرآن رو ختم کنیم به نیت حاجت روا شدن هممون؟!! خب طبعا همه قبول کردیم! همین چیزها هی ماها رو به هم نزدیکتر کرد بعد از 11-12 سال دوری و بی خبری از همدیگه! حالا اینارو واسه چی دارم میگم؟!! اجازه بدین کم کم میرسیم به اصل مطلب!
هی دوست تر شدیم! هی صمیمی تر شدیم!هی ندار تر شدیم باهم! همه هم گویا راضی و شاد بودن!
تا اینکهههههههههههههه.....
چندروز پیش من تو گروه گفتم بچه هااااا من هرررکار میکنم نمیتونم حتی 50 تومن از حقوقم رو پس انداز کنمناراحت هرماه به خودم قول میدم اما باز یا یه خرج یهویی در میاد یا به یه نحوی خرج میکنم همه پولمو!!
دیدم پشت سر من اون یکی دوست مجرد هم که مثل من شاغله گفتم واااای منم اصلا عُرضه جمع کردن ندارم!! خلاصه نتیجه این شد بین خودمون 7 نفر یه صندوق قرعه کشی راه بندازیم و هرماه یه مبلغی بدیم به نیت پس اندااااز!! خب همه اول به به و چه چه کردن! حتی مورد داشتیم میگفت من 5تا سهم میخوام!!(همونی که میگفت شوهرم پولداره!!) همه هی میگفتن پس کی قرعه کشی میشه؟!! تا اینکهههه مدیر گروهمون که همون دوستم بود که همه ی مارو دور هم جمع کرده بود گفت من قرعه کشی میکنم! گفت فیلم میگیرم میفرستم توی گروه که شبهه ای واسه کسی ایجاد نشه!! همه باز به به و چه چه کردن و جامه ها ز تن بدریدند ز خوشحالی!!نیشخند تا دیشب که قرعه کشی کرد و فیلم رو فرستاد که همون لحظه بنده حمام بودم و از نتایج قرعه کشی بی اطلاع!! ولی خب کللللیییی انرژی فرستاده بودم که اسم من اول یا نهایتا نفر دوم در میاد!! از حمام اومدم (بله بله گل در اومد از حموم سنبل در اومد از حموم!! مژه) و پیام های گروهو خوندم دیدم یکی نوشته تف به گورت سگ شانس!! یکی دیگه نوشته عوضیه خوش شانس! اون یکی نوشته مبارکه زنیکه ی ....و.... بووووووووووق!! نیشخند بد دیدم بلههههههه اسم من نفر اول در اومده!! و خب قرار و مدار گذاشته بودن که اول هر ماه پول رو واسه هر کی که نوبتشه واریز کنن!
عاقا از اون شوهر مایه داره خبری نبود تو گروه! همونی که اول گفته بود 5 تا سهم میخوام! همونی که ما راضیش کردیم به دو سهم! گفتیم بذار دور اول صندوق تموم بشه اگه همه راضب بودن بازم ادامه میدیم!! تا آخر شب که اومد پیام داد من میخوام انصراف بدم!!  من پشیمون شدم!!! شماها منو دور زدین!!! بعد از 10-15 دقیقه که گروه تو شوک و بهت فرو رفته بود دیدیم یکی دیگه از بچه ها هم اومد گفت منم میخوام انصراف بدم!! حالا این دو نفر دقیقا نفرات آخر اسمشون در اومده بود!!!
نمیخوام غیبت کنم! ولی باورتون نمیشه چنان با این تهمت همه رو از خودش رنجوند که حد نداره!! آخه واسه ی مبلغ نا چیزه خنده دار، تو عالم رفاقت دور زدن و پیچوندن معنی نمیده که!! خلاصه هیچی دیگه! در کمال و بهت و حیرتِ همگان زدن ترکوندن همه چی رو نیشخند و اینگونه شد که بنده همچنان پولهایم را خرج میکنم و خبری از پس انداز کردن نیست! باشد تا بی پول شویم و قدر روزهای پولداری رو بیشتر بدانیییییم نیشخند

3- گفته بودم رژیم دک-تر ک-رم-انی رو گرفتم؟!! گفته بودم الان تقریبا 3 کیلو در عرض 17-18 روز کم کردم؟ گفته بودم مشاورم زنگ زد و گفت وزنی که کم کردی کمه باید بیشترتر کم میکردی ولی اشکال نداره و ادامه بده؟! گفته بودم که من ورزش کردنم نمیاد واسه همین زیاد کم نکردم؟! آره دیگه! خلاصه که یک عدد شیده ی در حال مانکن شدن روبروتون نشسته! منو تشویق کنین لطفا تا بتونم تا تهش برمخجالت یکی از سخت ترین قسمت های رژیمم دیروز بود که جاتون خالی ناهار فسنجون داشتیم و بنده همش 2قاشق سهمم بودافسوس ولی بر نفس خود غلبه نموده و پوز شیطان چاقی را با خاک یکسان کردیماز خود راضی

/ 4 نظر / 44 بازدید
تبادل لینکhttp://www.linc.ir

تبادل لینک هوشمند - با یک کلیک وبلاگتان را ثبت کرده و شاهد افزایش بازدیدکنندگان وبلاگتان باشید

++++ دیدار _________

سلام انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... خوشحال می شوم به دیدارمن بیایید و شما هم به دیدار به پیوندید www.30you.ir/shop

نمايشگاه هاست www.hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran هاست,هاست رايگان,هاستينگ,فروش هاست,خريد هاست,سرور مجازي,وي پي اس با تشکر[گل] [گل]

محمد

سلام شیده بانو... به به...خوش اومدی[لبخند] میبینم که با دست پر برگشتی!!!![بغل] زنده و سلامت باشی اللهههی!!! خیلی خوب نوشتی، من یه پیشنهاد واسه پس اندازت دارم،[عینک] اینکه بری و بیمه عمر ثبت نام کنی، هم پس اندازه و هم میتونی از مزایاش استفاده کنی، یکم راجع بهش تحقیق کن!!! بد نیست، به اراده فولادیت تبریک میگم که رژیم گرفتی و داری و وزن کم میکنی، بسیار عالی و پسندیده...[دست][دست][دست] برات آرزوی موفقیت میکنم، درباره نیمه گم شده ات، شاید همین اطراف باشه، فقط گیرنده هاتو قوی کن و خوبببین و خوب بشنو...پیداش میکنی!!! خواهی دید.